Cheap Web Hosting | Free Web Hosting | Dedicated Servers | Windows Hosting | Free Web Space | Trade Show Displays | GoDaddy Coupon Codes | FrontPage Hosting | Business Hosting
cheap web hosting
Search the Web

*چو ايران نباشد تن من مباد*

     
 
 
 

دشتها آلوده است!

در لجنزار گل لاله نخواهد روييد

در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آيد؟

فکر نان بايد کرد

و هوايی که در آن

 نفسی تازه کنيم

گل گندم خوب است

گل خوبی زيباست

ای دريغا که همه مزرعهء دلها را

علف هرزه کين پوشانده است

هيچ کس فکر نکرد که در آبادی ويران شده ديگر نان نيست

و همه مردم شهر بانگ برداشته اند

که چرا ايمان نيست و زمانی شده است

که به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست!

حميد مصدق

نميخواستم امروز چيزی بنويسم! در چنين شرايطی ترجيح ميدهم سکوت کنم.شايد سکوت بهتر از اين باشد که حرفی بزنم و به بعضی ها بر بخورد!!اما آخه سکوت تا کی و به چه قيمتي؟

بگذريم....

۱- حتما خبر رد صلاحيت ۲۵٪ از نماينده های پيشين مجلس را شنيديد؟!!

نميخوام در اين مورد زياد وارد بحث بشم چون شايد کمی برای قضاوت زود باشد!

۲- ديروز داشتم تلويزيون ايران را نگاه ميکردم که يک برنامه ای بود در مورد زلزله زده ها،آقای گزارشگر رفته بود از کسانی که مجروحين زلزله بودن و از بيمارستان مرخص ميشدند،گزارش تهيه ميکرد و از اونا سوالهايی ميکرد!

رفت جلو و از يه خانومی که بچه بغلش بود پرسيد از بيمارستان که مرخص شدی چی بهت دادن؟ طفلک خانومه که انگار نميتونست دروغ بگه برگشت گفت فقط چند تا تيکه لباس برای بچه ام !!!

با خودم گفتم خسته نباشن!بازم هنر کردن که همون چهار تا تيکه لباسو دادن!!اگه اونا را هم نميدادن کسی که چيزی نميگه!!!از کسی اعتراضی بلند نميشه!!کسی که حق خودشو نميخواد!!!

بابا يکی نيست بگه با پولهايی که دنيا کمک کرد ميشه بم و حتی بمها را از نو ساخت و باز سازی کرد!اونوقت شما در نهايت بی رحمی فقط چند تيکه لباس به اين زن و بچه اش ميدين؟ والا بی انصافی هم حدی داره.بی رحمی هم اندازه ای داره. واقعا که بی شرمی را به نهايت رسوندين.!! تا کی ميخواين بچاپين و بخورين؟ ۲۵ ساله دارين اين کارو ميکنين بس نبوده؟ ايران را خوردين نوش جانتون اما چرا ديگه کمکهايی که ديگران فرستادن را ميخورين؟

کاش کمی به آخر و عاقبت فکر ميکردين!  به روزی فکر ميکردين که جز دو متر کفن چيز ديگه ای با خود نميبرين!

اما يادتون باشه که ظلم هيچ وقت پايدار نيست.بلاخره روزی پايان شما هم خواهد رسيد.صدام را ديدين؟پس عبرت بگيريد!پس خجالت بکشيد! شرم کنيد! و بترسيد!بترسيد از روزی که  شما هم به سرنوشت او دچار شويد!!البته هر چند من فکر ميکنم آنچه لايق شما و در انتظار شما خواهد بود هزار بار بدتر از صدام خواهد بود!!چرا که درسته صدام يه ظالم و يک ديکتاتور به تمام معنا بود، اما دزد نبود!!!

۳- ديروز رفته بودم تو يه فروشگاه پاکستانی . چون منو ميشناسه تا رفتم تو شروع کرد از زلزله صحبت کردن.بعد گفتش که ميشه سوالی بپرسم؟ گفتم حتما....گفت ميدونيد که زلزله عذاب الهی است!!گفتم خب منظور؟ گفت مردم اين شهری که زلزله زده هستن چيکار کردن مگه؟!!!چه گناهی کردن که خدا عذابشون داد؟!!!

گفتم حالا ميشه من سوالی بپرسم؟

گفت بله...گفتم با اسامه بن لادن نسبتی داري؟ پسر عموي؟ پسر خاله اي؟ نکنه داداشين؟

خنديد و گفت نه چطور مگه؟ گفتم هيچی، چون فکر ميکردم فقط مذهبيون افراطی مثل ايشون هستند که اينجوری فکر ميکنند!

سرشو انداخت پايين گفت نميدونم شايد!!!!

با خودم گفتم تو قرن ۲۱ عجب آدمايی پيدا ميشن!! وبا چه طرز فکری!!!

خدايا به همچين آدمايی يه کمی عقل و منطق بده . همين.

۴-فعلا اينجا موندنی شدم تا درست شدن بلاگ اسکای.البته شايد هم اصلا نرم.چون من به خاطر سرويس دهی اينجا خواستم برم و نه به خاطر سانسور! ولی خب وقتی سرويس دهی اونجا بدتره پس ارزشی به زحمتش نداره!

۵- امشب دلا ديوانه ام،ديوانهء کاشانه ام      خسته از اين نا مردمی با خوب و بد بيگانه ام

۶-اگه خواستين روی شعر بالا کليک کنين.

شب و روزتون خوش نازنين هم ميهنم

وطنم جاودانگی ات مرا آرزوست

پاينده ايران و ايرانی

 
   

يكشنبه، 21 دى، 1382

 

 

 

روزي ما دوباره کبوترهاي ِمان را پيدا خواهيم کرد
و مهرباني دست ِ زيبائي را خواهد گرفت.

و هر انسان
براي ِ هر انسان
برادري‌ست.
روزي که ديگر درهاي ِ خانه‌شان را نمي‌بندند

قفل

 

 

افسانه‌ئي‌ست

و قلب
براي ِ زنده‌گي بس است.
روزي که معناي ِ هر سخن دوست‌داشتن است
تا تو به خاطر ِ آخرين حرف دنبال ِ سخن نگردي.

روزي که آهنگ ِ هر حرف، زنده‌گي‌ست
تا من به خاطر ِ آخرين شعر رنج ِ جُست‌وجوي ِ قافيه نبرم.

روزي که هر لب ترانه‌ئي‌ست
تا کم‌ترين سرود، بوسه باشد.

روزي که تو بيائي، براي ِ هميشه بيائي
و مهرباني با زيبائي يک‌سان شود.

روزي که ما دوباره براي ِ کبوترهاي ِمان دانه بريزيم...

و من آن روز را انتظار مي‌کشم
حتی روزي
که ديگر
نباشم!

احمد شاملو

نميدونم اين شعر اصلا ارتباطی به بحث امروزم داره يا نه؟اما من چند روزه كه همش اينو با خودم تكرار ميكنم!الان هم نميدونم چی شد كه اينجا نوشتمش!بگذريم ....امروز خوشبختانه بحث زيادی نميكنم و سرتونو درد نميارم!فقط اومدم چند تا مطلب را عنوان كنم:

۱-طبق آخرين اخبار،آخرين آمار يا هر چيز ديگه،چيزی حدود ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ كودك در حادثه بم بی سرپرست شدند!كه از قرار معلوم به پرورشگاه ها و اماكن بهزيستی فرستاده شدن!

خيلی از خانواده ها درخواست كردن كه حق سرپرستی اين كودكان را به عهده بگيرند.اما مثل اينكه با درخواستشون مخالفت شده!البته دلايل قانع كننده ای برای مخالفتشون دارند،مثلا اينكه چون الان اين ماجرا تازه گی داره مردم شايد احساسی برخورد بكنند و زود تصميم بگيرند و بعد از اينكه يك مدتی ميگذره خسته ميشند و ابراز پشيمانی ميكنند از تصميمشون و شايد هم كودك را برگردانند به همونجايی كه بوده!

ولی اگر آدم مطمئن بود دولت خوب به اين بچه ها رسيدگی ميكنه،جای نگرانی نبود.

به نظر من مسئولين ميتونند اين بچه ها را فقط به دست خانواده های معتبر بدهند.نه اينكه به دست كسانی كه اين بچه ها را برای سوء استفاده ميبرند!

دوستی نوشته بود كه آدم پولدارا اين بچه ها را ميبرند و صبحا در سطح شهر پخششان ميكنند كه پول جمع كنند و بعد شب كه شد پولای جمع كرده را ازشان ميگيرند و باز روز بعد اين ماجرا تكرار ميشه!!!و يا اينكه دخترها را برای كلفتی و پسرها را برای شاگردی ميبرند(البته اونايی كه يه كمی سنشون بيشتره)! واقعا همچين چيزی باعث تاسفه!!

فقط اميدوارم كار به همچين جاه هايی نرسه،البته در چنين شرايطی بايد معجزه ای بشه چون اونوقته كه شايد،شايد دل مسئولين به رحم بياد و برای اين كودكان مظلوم و پاك كاری بكنند!!كه البته چنين چيزی بعيد به نظر ميرسه!!!

۲-به نظر ميرسه اوضاع در بم كمی آرام شده و اين حادثه و اين مصيبت هم داره ميره به تاريخ بپيونده!!چه زود فراموش ميشوند غمها!!!!به نظر من باز مانده های بم از اين به بعد بيشتر به كمك و دلداری احتياج دارند.چون تا حالا اگر كمكی شده اگر كسی بوده كه دلداری بده،از اين به بعد ديگه نيست!!!پس سعی كنيم تنهاشون نذاريم.

۳-قبلا گفته بودم كه بعد از تعطيلات در مورد انتخابات مينويسم،با اجازه تون فعلا اين كار را نميكنم!چون تصميم گرفتم از پرشين بلاگ اسباب كشی كنم!!چون قبلا بلاگ سپات بودم،پس تميتونستم اونجا برم .برای همين يك وبلاگ در بلاگ سكای با همين اسم درست كردم.البته فعلا درگير قالب و .... هستم. اما مثل اينكه بلاگ سكای هم دست كمی از پرشين بلاگ نداره!!از لحاظ سرويس دهی البته!!!الان چند روزه كه اختلال داره و همين هم باعث شد من دو دل بشم از اينكه برم يا بمونم!!چون اگر اينجوری باشه موندنم بهتره. ولی خب تنها تفاوتی كه اونجا داره اينه كه از سانسور خبری نيست اما اعصاب خورد كنی را هم داره!!!حالا شما بگين،برم يا بمونم؟

ديگر حرفی برای گفتن نيست جز آرزوی هميشگيم.

به اميد طلوع آفتاب مهربانی برای سرزمين اهوراييمان

يادمان باشد

گذشته از آنِ گذشتگان است و آينده از آنِ ماست.مادام كه از آن ماست نگهش داريم و افكارمان را نه بر روی آزار گذشته،بلكه بر روی كمكی كه در آينده ميتوانيم بكنيم،متمركز نماييم.

شاد و پيروز و سربلند باشيد آرياييهای مهربان

پاينده ايران و ايرانی

 
   

يكشنبه، 14 دى، 1382

 

 

 

ياران،ياران منشينيد خموش       

 ايران در سايهء دار است منشينيد خموش

زير ساتور تبه كاران است منشينيد خموش

در كشور ما سربِ سوزان است پاسخ،گر بپرسی از عدالت

هر رهِ ديگر بوَد مسدود،جز راه رضالت

ياران منشينيد خموش

گرديد وطن غرق ِاندوه

سرخند از اين غصه سفيدانِ چمن،وای وطن وای وطن وای

خيزيد رويد از پی ِ تابوت و كفن،وای وطن وای وطن وای

ای غرقِ در هزار غمِ بی دوا وطن

ای طعمهء گرگِ عجل مبتلا وطن

قربانيانِ تو همه گلگون قبا وطن

عزيز وطن،غريب وطن،بينوا وطن

عزيز وطن،غريب وطن،بينوا وطن

در هيچكس همت و دين و ثبات نيست

جان كندن است زندگی ما ،حيات نيست

از هيچ سمت راه گريز و نجات نيست

ای خاك تو جوهر و لعل و طلا وطن

بمی ها همه گرفتار مصيبتن

گيلانيان همه بر ذوال و وحشتن

تبريزيان گرفتار محنتن

از بهر مرد و زن شده محنت سرا وطن

عزيز وطن،غريب وطن،بينوا وطن

تصميم داشتم در اين چند روز تعطيلات كه فرصتم بيشتر است هر روز آپديت كنم!اما هر دفه كه خواستم اين كار را بكنم دستم شروع به لرزيدن كرد و اشكهايم اجازهء ديدن كيبورد را بهم نميدادند! راستش نوشتن هم جرات ميخواد. من جرات اين را نداشتم بيام و از حادثه دلخراش بم بنويسم.از عمق فاجعه اش،از مادران داغدارش،از آرزوهای خفته در زير آوارش،از كودكان يتيم و بی خانمان شده اش،از پدرانی كه در سوگ از دست رفتن جوانانشان نشسته اند و از غم بزرگشان كه حتی نشانی نه از اجساد و نه از قبرشان ندارند! و از ارگش،ارگی كه بهتر است آنرا ارگ غم بناميم!!

امروز ۷ روز از اين فاجعه بزرگ ميگذرد .و البته تا چشم رو هم بگذاريم ۷ روز شده ۷ ماه و بعد ۷ سال و......

۱- اين حادثه هر چی كه بود گذشت.اما خاطرهء تلخش هيچ وقت از ذهنها پاك نميشود. ولی آيا اين آخرين خواهد بود؟

۱-سياسيون اعتقاد دارند كه اگر دولت بخواهد با پيشگيريهای لازمه و البته با خرج كردن(كه اين يكی انتظاريست بيهوده) و ساختن ساختمانهای مستحكمتر شايد بشه تا حدودی از رخ دادن اينگونه حادثه ها جلوگيری كرد.

۲-مذهبيون اعتقاد دارند اگر خدا بخواهد،نه دولت و نه ساختن ساختمانهای محكم ،هيچكدام جلودارش نخواهند بود.

۳-كارشناسان و دانشمندان اعتقاد دارند ايران روی گسل زلزله قرار دارد و كشوريست زلزله خيز! پس وقتی گازهای زير زمينی به زمين بی صاحب فشار بياوردند،هيچ چيز و هيچ كس نميتواند از وقوع حادثه جلوگيری كند.

ما اينجا ۳ دليل برای وقوع حادثه داريم.من نه كارشناس مسائل مذهبی هستم و نه دانشمند كه بخوام از ديد دليل ۲ و ۳ به قضيه نگاه كنم.اينجا فقط ميمونه دليل ۱ كه از ديد سياسی هست.من در اين مورد هم نه كارشناسم و نه اينكه وقوع اين حادثه را سياسی ميدانم!اما ميخوام نظرم را بگم.

خيليها ميگويند مردم بم به علت بافت قديمی شهر بم خودشان نميخواستند كه شهرشان نو ساز شود! اما ديديم كه بيمارستانهای شهر بم چنان فرو ريخته بود كه حتی اثری ازشان نبود !!بيمارستان كه ديگر جايی نيست كه مردم از نوسازيش جلوگيری بكنند.كه الان مجروحان به بقيه شهرها پخش بشوند و حتی خيليهاشون در بيمارستان صحرايی  كه در بين آوارها درست كرده اند هستند.

و خيليها هم با مقاسه كردن زلزله در ژاپن و نظير آن يا شايد هم با مقياس ريشتر كمتر در ايران،مسئولين و حاكمان را باعث و بانی اين حادثه ميدانند.

من ميخوام اين را بگويم در اين كه حاكمان بی مسئول ما نقش بسيار زيادی در قربانی شدن هزاران مردم بی گناه در اين حادثه و حادثه های ديگر را داشته اند،هيچ شكی نيست.اما اين مشكل فقط متعلق به اين رژيم نبوده و نيست! ما اين زلزله را قبلا در طبس داشتيم كه شاه گفت طبس را از بتون خواهيم ساخت!!اما چی شد؟خامنه ای هم ديروز گفت بم را دوباره خواهيم ساخت اما مستحكمتر از قبل!!!اما افسوس كه اينها شعارهايی بيش نبوده و نيستند!!!ما مطمئنن در رژيم آينده هم اين مشكل را خواهيم داشت.چرا كه هيچ كسی نيست كه به فكر مردم ايران باشد!!همه به فكر منفعت خودشان هستند.!!

۲-سال ۲۰۰۳ را با تمام خوبی ها و بديهايش كه البته بديهايش بيشتر بود را پشت سر گذاشتيم.سالی بود كه از همان ماههای اول با جنگ عراق شروع شد.كه البته با كشته شدن بسياری از مردم بی گناه و نابودی يك ديكتاتور بزرگ به خوبی برای عراق و مردمش تمام شد.اگر نگاه كنيم ميبينيم در مجموع سال خوبی نبود.بخصوص كه در اين آخرين روزهايش خاطرهء بدی را در ذهن ما به جای گذاشت!!به هر حال آرزو ميكنم كه سال ۲۰۰۴ سالی باشه پر از صلح و صفا و آرامش.چه برای مردم ايرانمان و جه برای مردم دنيا.

۳-اين فاجعه درست بود كه يكی از تلخ ترين و تاسف بارترين فاجعه ها بود،اما يك خوبی هم داشت.اينكه مردم ايران ثابت كردند كه عشق در بينشان هنوز زنده است و اگر چه روزگار چنين سرنوشتی را برايشان رقم زده است اما با اين همه هنوز هم ايرانين با همان بزرگ منشی و فرهنگ و تمدن بالای ايرانی .

۴- در اينجا جا دارد يادی بكنم از خواننده ء خوش صدايی كه امروز ديگر در بين ما نيستند اما صدای جاودانه اش هميشه در بين ما خواهد بود و اون كسی نيست جز مرحوم ايرج بسطامی ! رو حش شاد و يادش گرامي باد.

۵-اجازه ميخوام  تيكه هايی از چند تا از ايميل و نوشته های دوستان را كه لطف كردند و برای من نوشتن را اينجا بگذارم.چون زيبا نوشتند حيفم اومد شما هم نخونيد.

از امير عزيز

قاصدك هان چه خبر آوردی وز كه وز كجا آوردي؟

خوش خبر باشی اما

اما گردِ بام و بر ما بی ثمر ميگردی

انتظار خبری نيست ما را،نه ز ياری نه ز دير و دياری

آری برو آنجا كه تو را منتظرند،برو آنجا كه بوَد  چشم و گوشی با كس

قاصدك در دل من همه كورند و كَرند،قاصدك تجربه های همه تلخ با دل ميگويند

كه دروغی تو دروغی كه فريبی تو فريبی

قاصدك ابرهای همه عالم شب و روز در دلم ميگريند

با تاسف بايد بگويم كه حتما از زلزله بم با خبر شدي.من خودم تو اصفهان جز نيروهای داوطلب مردمی هستم و داريم كمك جمع ميكنيم و تا حالا ۲ بار محموله برديم بم.دلم ميخواست اينجا بودی و ميديدي كه چطور مردم كمك ميكردند.كسانی كمك ميكردند كه حتی ممكنه خودشون محتاج نون شب باشند.

دلم ميخواست بودی و ميديدی كه همين دختر و پسرهايی كه به قول بعضيها  سوسول و بی دين هستند و خيلی از عيبها را دارند ، ديروز تو صف بانك خون چيكار ميكرند.چشمهای خيليهاشون پر اشك بود ساعتها تو صف ايستاده بودند تا خون بدهند صفی كه طولش بود.وقتی كه اين صحنه ها را ميبينم به اين كه ايرانی هستم می بالم.

از علی عزيز

نميدونم چی بگم الان يك سری به وبلاگ شما زدم.چقدر شعر مياد به اين روزها،بم درگذشت و تهران هنوز مونده،اينو بچه های عمران دانشگاه نوشته بودند!اونا نظرشون اين بود. ولي....مشكل ما يه مشكل قديميه كه از خيلی سال پيش هست.اين مشكل را تو طبس داشتيم ،بعد تو رودبار و منجيل و حالا تو بم.

نميشه وايساد و گريه نكرد و نميشه حتی كاری نكرد!

كاش ميشد مُرد . اگر نمی توانی بجنگی لا اقل بمير.

جواب،

امير نازنين امروز همه ما به خودمون ميباليم كه ايرانی هستيم.چرا كه هموطنهای ما ثابت كردند كه ايرانی بدون عشق ميميرد! و براستی ايرانی بودن افتخاريست بزرگ.

علی نازنين،اميدوارم ديگر هيچ وقت از اين آرزوها نكني، مگر نه اينكه همه ما اعتقاد داريم تا شقايق هست زندگی بايد كرد.

و اما ايميل سومی كه ميخوام اينجا بذارمش از صدا و سيمای جناب آقای لاريجانی برايم فرستاده شده!

بيننده گرامی با عرض سلام و تسليت

لطفا جهت كمك به آسيب ديدگان زلزله بم وجوه خود را فقط به شماره حسابهايی كه از طريق زير نويس از شبكه جام جم پخش ميشود ،واريز بفرماييد.امور مخاطبان شبكه جهانی جام جم.

اينکه چرا اينقدر بر كلمهء فقط تآكيد كردند!!!،خدا ميداند !!!!حالا اونی كه ماهواره نداره و برنامه های شما را نميبينه چكار بايد بكنه؟؟

دوستان قضاوت اين را به خود شما ميسپارم!

اميدوارم حداقل كمكهايی انسان دوستانه ای كه چه در ايران و چه در جهان برای عزيزان جمع شده به دستشان برسد. و اميدوارم بعد يك مدتی كه ميگذرد  مثل حادثه های قبل فراموش نشود!!ما بايد به فكر بازمانده های اين فاجعه باشيم.به فكر كودكانی كه امروز ديگر نه آغوش مادر را دارند و نه اتاق گرمی كه در آن دنیای كودكيشان را سپری كنند.بايد كاری كنيم كه از خيابانی شدنشان جلوگيری كرد.اميدوارم ديگر شاهد چنين مصيبت دردناكی در وطنمان نباشيم.خدايا به حق تمام مقدساتت قسمت ميدم كه ديگر مردم ايران را داغدار نكن.كاری كن اين آخرين غم باشد.آمين.

سرزمين من....سرزمين كهنه است....سرزمين درد  و رنج...سرزمين خسته است....سرزمين من،سرزمين غصه است.

با آرزوی غروب غمها و طلوع شاديها برای سرزمين آرياييمان

دوباره ميسازمت وطن،اگر چه با خشت جان خويش.......

پاينده ايران و ايراني

 
   

پنجشنبه، 11 دى، 1382

 

 

 

ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد

 

سلام ای شب معصوم!

امروز روز پنجم ديماه است
من راز فصلها را مي دانم
من حرف لحظه ها را مي فهمم
نجات دهنده در گور خفته است
در آستانه فصلي سرد
در محفل عزاي آينه ها
و اجتماع سوگوار تجربه هاي پريده رنگ
و غروب بارور شده از دانش سکوت
چگونه مي شود به آنکسي که مي رود
اينسان ,صبور سنگين سرگردان
فرمان ايست داد؟
ستاره هاي مقوايي عزيز
وقتي در آسمان دروغ وزيدن مي گيرد
ديگر چگونه مي شود به سوره هاي رسولان پناه آورد؟
ما مثل مرده هاي هزاران ساله به هم مي رسيم و آن گاه
خورشيد بر تباهي اجساد ما قضاوت خواهد کرد
فروغ فرخزاد

ساعت  ۹ و ۱۴ دقيقه صبح روز جمعهء نحص (جمعه ای كه هيچ وقت فراموشش نميكنم) ،نيس ،فرانسه

خواب بودم،صدای گريه ميشنوم،صدای مامان بزرگمه!خيال ميكنم دارم خواب ميبينم!

اما نــــــه،

گوشهايم را قبل از چشمهايم باز كردم،صدای گريه!صدای پدرم ،كه سعی به آروم كردن همه داشت.صدای ديگه ای ميشنوم،صدای خبرنگار CNN كه خبر از وقوع زلزله از ايران ميده!!! سراسيمه بلند شدم،به طرف تلويزيون رفتم،بدون اينكه ماجرا را از كسی بپرسم فقط چشم به تلويزيون ميدوزم،

آری باز هم فاجعه

باز هم مصيبت

باز هم درد

باز هم بی خانمانی

با ديدن تصاوير دردناك كاری جز اشك ريختن از دستم بر نمياد!! يك لحظه خودم را جای حادثه ديده ها گذاشتم،ميان اون همه اجساد!! ميان اون همه آوار!!ميان اون همه زخمی خوني!!ميان اون همه درد!!خدای من چه فاجعهء دهشتناكی !!!!

به نوبهء خودم اين فاجعهء مصيبت بار را به تمامی هم ميهنان عزيزم و بخصوص بازمانده های داغدار اين فاجعه را از صميم قلب تسليت ميگويم و صبوريشان را از خدای بزرگ خواستارم.اميدوارم هيچ وقت شاهد چنين مصيبتی نه در ايرانمان و نه در هيچ كجای اين كرهء خاكي نباشيم.

الان ساعت ۱ و ۱۰ دقيقه نصف شبه،نه من و نه هيچ كس ديگه خواب ندارد.چيزی نميتونم بگم.دستام ميلرزه.نای تايپ كردن ندارم.

عزيزان از شما تمنا دارم از كمكهای خودتان هرچند ناچيز دريغ نكنيم.باشد كه اين گونه ابراز همدردی خود را به بازماندگان نشان دهيم.

من اطلاع از چگونگی كمك از داخل ايران را ندارم اما عزيزانی كه در خارج از كشور هستن ميتونن كمكهای خود را به شماره حساب ارزی ۷۰۲۰۷۰بانك ملی شعبه مركزی واريز بكنند.

ديگر نايی برای ادامهء سفر نيست.فردا برميگرديم.

 
   

شنبه، 6 دى، 1382

 
 
 
 
وب سايتها
219