سلام
راستشو
بخواين امروز از اون روزاييه که دلم ميخواد همش بنويسم! اينه که
اگه زياد پر حرفی کردم يا قاطی نوشتم به بزرگواری خودتون
ببخشيد.
اول از
سياست شروع می کنم!البته هر چند ديگه از هرچی سياسته حالم به هم
ميخوره ولی خب چيکار کنم نميتونم جلوی دستمو
بگيرم!
هفته ای
که گذشت ٫ خبرهای زيادی شنيديم و خونديم و ديديم ٫ ولی خب
مهمترينش و شايد عجيب ترينش اعلام آمادگی ايران برای امضاء
پروتکل بود!!در بارهء اين موضوع بحثها و تحليلهای زيادی شده و
اين روزا شايد بحث بيشتر وبلاگها اين موضوع هستش.پس من نمی خوام
زياد در اين باره بحث بکنم ولی خب در يک جمله نظرم رو ميگم.من
فکر ميکنم جمهوری اسلامی بهترين راه رو انتخاب کرد.(البته شايد
اونايی که دل خوش کرده بودن که با اين بهانه آمريکا ميتونه به
ايران حمله کنه٫ ناراحت شده باشن)٫ ولی در هر صورت اين نشون داد
آقايون تحت فشار گردن خم کردن!
دوم
اينکه نزديک ۵۲ روزه که ۲۵۰ نفر از هموطنهامون در دانشگاه آزاد
بروکسل (ULB) دست به تحصن و اعتصاب زدن!!واين در حاليست که دولت
بلژيک مثل کبک سرشو کرده زير برف و انگار نه انگار که در بين اين
۲۵۰ نفر بچه هايی وجود داره که به جای اتاق گرم و بازی کردن٫
دارن روی زمين و تو اون سرما روز رو به شب می رسونن تا شايد
کوچکترين حقی که حق هر انسانيت را بهشون
بدن.
اومدم
از بی عدالتی آدما به خدا شکايت کنم.اما بعد با خودم فکر کردم
مگه خدا خودش عدالت رو رعايت کرده و می کنه؟!!مگه عدالت رو بين
آدماش تقسيم کرده؟
خدايی
که ما رو به عدل الهی هدايت ميکنه٫ خودش کاری ميکنه که در دنيا
اصلا عدالتی وجود نداشته باشه!!
به آقای
بن لادن اونقدر ميده که از داشتن پول زيادی مياد زندگی رو از
مردم ديگه ميگيره!!عوضش مردم بيچارهء آفريقا بايد از گشنگی کرم
زير خاکی بخورن!! يا نه تنها مردم آفريقا٫ در همه جای جهان حتی
تو ايران خودمون٫ کاش يه نگاه مينداخت و ميديد که چقدر آدم هست
که به اين پولا نياز دارن! يکی مثل مهرانه بايد اونقدر انتظار
بکشه تا برای درمانش٫برای اينکه زندگی دوباره بگيره٫ ماه ها چشم
براه باشه و آخرشم با اين همه٫ هر لحظه ممکنه به سرنوشت محبوبه
دچار بشه!
يکی رو
اونقدر ناقص خلق می کنه که اصلا اون بيچاره نميدونه برای چی به
اين دنيا اومده!!عوضش به اون يکی اونقدر قدرت ميده تا امروز بياد
در کارش دخالت کنه و قدرتش تا اندازه ای بشه که شبيه سازی
بکنه!!!
کجای
اين عدل الهيه؟
کجای
اين عدالته از خونهء خودت بيرونت کنن٫ و بيای به جای ديگه پناه
بياری٫ اونجا هم بهت حق زندگی کردن ندن!!!!
خدای من
پس عدالتت کجا رفت؟ مگه همينا بنده های تو نيستن؟اونی که
آمريکاييه چرا بايد حق زندگی داشته باشه٫ منی که ايرانيم چرا
نبايد اين حق رو داشته باشم؟پس منو فرستادی اين دنيا که چه غلطی
بکنم؟منی که يه روزی از همهء فرشته هات خواستی برام سجده
کنن.
اينه
عدالتت؟که همه جا و همه وقت ازش سخن گفتي؟
خدايا
اميدوارم منو ببخشی که چنين گستاخی
کردم.
خودت ميدونی که دوستت
دارم
و
میخواهم بيشتر و بيشتر دوستت داشته باشم
ميخواهم
از هر چيزی بيشتر دوستت داشته باشم
ميخواهم
تا سر حد سر مستی و شوريدگی دوستت بدارم
عشق و ايمانی ناب در خور
درگاه نيلوفریَت
به من عطا
کن
و چنان متکبرم
گردان
که
توهمات سحر انگيز اين دنيا
نتواند
مرا به گمراهی بکشاند
چنان
متکبرم کن
ای استاد
مبارک
که وسيلهء تو در راه کمک
و التيام بخشيدن
در اين
دنيای پر درد و رنج باشم
به اميد
روزی که جهان پر شود از عدل و عدالت.
و اما
از سياست و گله و شکايت که بگذريم٫ ميخوام يادی بکنم از يه
عزيز!از کسی که بيش از نيم قرن دل مردم ما را شاد کرده و براشون
با صداش خاطره های خوش ساخته.
بله اون
کسی نيست جز سلطان جاز ايران٫"
ویــــگن"!
من همان آوازه خوان مردم پاکم
هنوز

گر مرا مشهور جهان خوانی٫خاکم
هنوز
شايد در
دوران ما ديگر کسی به صدای "ويگن" گوش نده و براش خاطره آور
نباشه!٫اما پدر و مادرهای ما يک دنيا خاطره از صدای ويگن
دارن.
چند وقت
پيش در يکی از برنامه های تلويزيونی يه دفه تصويری ديدم از ويگن
که در حالی که اشک از چشماش جاری ميشد طلب کمک ميکرد برای هزينهء
درمان سرطانی که امانش رو بريده!اين در حالی بود که دائم تکرار
می کرد" من زندگی رو برای خودم نمی خوام٫من زندگی رو برای مردمم
ميخوام٫ميخوام دوباره براشون بخونم" !!
ميدونين٫اينکه يه نفر بياد جلوی دوربين جمهوری اسلامی و
در صدا و سيمای جناب لاريجانی٫ از ويگن حرف بزنه٫ خيلی
حرفه!!
دقيقا
يادم نيست٫ولی فکر کنم هفتهء قبل بود که در يکی از کانالهای جام
جم آقای "منوچهر نوذری "(کسی که خودش هم بيش از نيم قرن مردم رو
خندود و هنوزم برنامهء صبح جمعه با شماش ياد هيچکی نميره) مهمون
برنامه بود٫باورتون نميشه اولين کلامش رو با ياد" ويگن" شروع کرد
و همين طور بی وقفه اشک از چشماش جاری
ميشد!!!
در آخر
برای ويگن عزيز آرزوی سلامتی ميکنم و اميدوارم ما ايرانيها هم
عادت بد مرده پرستی رو کنار بزنيم و بهتره تا آدما زنده هستن
ازشون ياد بکنيم نه پس از مرگ!!!
اينم يه
کليپ از ويگن عزيز تقديم به
شما
دنيـــای مــا چـه بـی وفــاسـت
نـازنـين!
ديروز که اون چند خط رو از ويگن نوشتم٫حتی فکرش هم
نمی کردم درست چند ساعت بعدش جان به جان آفرين تسليم بشه!!ا
ما همون که گفتم:
مــــــا مُـــــــــرده
پـــــــرســـــــتيم!
به هر حال من هم به نوبهء خودم در گذشت سلطان جاز رو
به جامعهء ايرانی٫به خانوادهء ويگن عزيز٫آيلين وژاکلين عزيز و
همچنين شما عزيزان را از صميم قلب تسليت ميگويم.
روحـــش شـــاد و يــادش گـرامی
بـاد
يک تشکر
مخصوص
تشکر می کنم از آرش عزيز
به خاطر اينکه اين لوگوی خوشکل رو به من هديه کرده.آرش جان يک
دنيا از لطفت ممنونم.

خب٫نظرتون چيه؟ خودم که خيلی
دوستش دارم.ولی خب فعلا نميتونم بذارمش تو وبلاگم.آخه اين ايران تمپ
شورشو در آورده!!الان چند روزه که سايتش از کار افتاده و در
واقع علت اينکه وبلاگ من به اين روز افتاده٫همينه.فقط دعا کنين
خوب بشه چون واقعا من ديگه نه حوصلهء قالب عوض کردن دارم و نه
وقتشو!!
پاينده
ايران